*ورود بي جنبه ها قدغن شد*
فقط با جنبه ها
بي اجازت دفتر ۳۶۵ برگ جديدتو دادم به خدا تا بهترين تقدير رو برات نقاشي كنه نوروز ۹۰ مبارك
اس ام اس تبريك سال نو —————————
يادت باشه:تعطيلات بزودي تموم ميشه وبعدش سركار رفتنه كه انتظار تورو ميكشه.بازم ۱سال كار و خستگي!(ستاد كوفت كردن تعطيلات نوروزي) ————————— امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادميكيشون خوشبختي و اون يكي سعادتسال ۹۰ ميان سراغت ! ————————— عاقبت زمستون رفت و رو سياهيش براي ما موند !امضاء حاجي فيروز !!!
ميفرستم اين پيامك را به دوست / او كه صدها خصلت زيبا در اوست بامرام و با صداقت با ادب / اي پيامك خاك پايش را ببوس . . . . . . يك اتمسفر با تمام لايه هاي دوست داشتن ، تقديم تو ، كه اورست معرفتي ! . . . حكم فراموشيت را آوردند ، ولي به باد “مهربوني هايت” امضا نكردم . . . بقيه در ادامه .....
ادامه مطلب

che ra adam kari konad ke baz avarad pashimani
كسي به دل نگيره كه به دل مي گيرم
ادامه مطلب
http://bia2net.rozblog.com/
ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب
جوك::::حيف نون سوار مترو مي شه، تفنگ در مياره به راننده مترو مي گه يالا برو دوبي
........
از قلمراد مي پرسن آرزوت چيه؟ ميگه: دكتربشم از اتاق عمل بيام بيرون بگم: متاسفم
.......
مي دوني آماره ازدواج در چه حيووني بيشتر است ؟ جواب : تو حلزون چون هم خونه داره هم ماشين
........
روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه
تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت آهويي شكار كرد كه سر
نداشت وآنرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم
نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت!!!
.......
سره سفره عقد عروس بله نمي گفته. داماد يكم فكر ميكنه و با صداي بلند مي گه: عمو زنجير باف
جملات:::به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق
چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر
شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست....
......
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
الا نه
ادامه مطلب

بازيگران : رضا عطاران ، مجيد صالحي ، علي صادقي ، بهاره رهنما ، سعيد آقاخاني ، مهران رجبي ، غلامحسين لطفي ، امير نوري ، مرتضي ضرابي
خلاصه داستان :
فرشيد كه فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك است ، در صنعت خودروسازي طرح
هايي را ارائه كرده ، اما كسي به او بها نمي دهد. او براي اينكه حرف خود را
به گوش مسئولان برساند بازي خطرناكي را آغاز مي كند كه منجر به گروگانگيري
مي شود.
ادامه مطلب


خلاصه داستان :
مينا بزرگمهر و فرهود زندي دو وكيل جوان و تازه كار هستند كه براي شروع
كار حرفه اي خود از طريق دو بنگاه مختلف مشتركا يك آپارتمان اداري را به
عنوان دفتر وكالت مي پسندند. اين در حاليست كه مينا گمان مي كند فرهود
نويسنده است و فرهود نيز مي پندارد كه مينا عكاس است !
ادامه مطلب



